ما 508 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

گفتگو با پروفسور چارلز تالیافرو

فرض کنید با یک خشکسالی مواجه شدەایم. در این صورت درختها خشک می شوند در این صورت افروختن یک کبریت کوچک هم می تواند باعث به وجود آمدن یک آتش سوزی گسترده و خسارات فراوان شود. در واقع آنچه باعث آتش سوزی می شود یک دلیل کوچک و ساده است و آن یک کبریت است. ولی اگر باران می بارید دیگر این کبریت نمی توانست باعث آتش سوزی شود و خسارات زیادی به بار آورد. 

 

 

خشونت ساختاری چگونه از بین می رود؟ 


فیلسوف برجسته معاصر و عضو انجمن فیلسوفان آمریکا به بررسی دلایل ساختاری وقوع حادثه 11 سپتامبر و چگونگی رفع خشونت ساختاری در نظام بین الملل پرداخته است.

با وجود گذشت 13 سال از حادثه 11 سپتامبر اما دکترین مبارزه با ترور توانست تروریسم را از بین ببرد. در واقع تا زمانیکه که دکترین مبارزه با تروریسم نتواند میان حقوق بشر و "امنیت انسانی" تعادل ایجاد کند شاهد وجود زمینه های ترور هستیم.

نظر به اهمیت این موضوع و برای بازبینی این واقعه آرا در گفتگویی با پروفسور "چارلز تالیافرو" به بحث گذاشتیم که در ادامه از نظر می گذرد.

چارلز تالیافرو استاد دانشگاههای آکسفورد، کلمبیا، پرینستون، کلمبیا و نتردام آمریکا بوده است. تالیافرو در حال حاضر استاد فلسفه کالج سنت اولاف در مینه‌سوتای آمریکاست. راهنمای آکسفورد درباره الهیات، راهنمایی مقدماتی بر زیبایی شناسی، تصویر در ذهن، فرهنگ فلسفه دین، تاریخ مختصر روح، راهنمای راتلج درباره خداشناسی و راهنمای مقدماتی فلسفه دین از جمله آثار وی به شمار می‌روند. او از فیلسوفان برجسته معاصر به شمار می‌رود که در این حوزه صاحب آثار ارزشمندی است. وی دانش آموخته دانشگاه براون و هاروارد است. وی عضو انجمن فیلسوفان امریکاست.

 

**************************************************************************************

ـ دلایل اصلی رخداد 11 سپتامبر چیست؟

تالیافرو: پاسخ به این پرسش سخت و دشوار است. دلیل فوری برای این اقدام و طرح این است که 19 نفر مرد باعث مرگ بالغ بر 3000 نفر انسان شدند. بن لادن هم در ویدئویی که در سال 2004 منتشر کرد اعلام کرد که مسئولیت این حمله را بر عهده می گیرد. بر این اساس این دلیل خوبی بود تا همه چیز را بپذیریم. اما اگر بخواهیم به دلایلی که باعث به وجود آمدن حادثه 11 سپتامبر شد بپردازیم دلایل زیاد و گوناگونی را باید برشمرد.

اما من یک شرط و دلیل را عامل اصلی مشروعیت بخشیدن به ترور می دانم. با مرور تاریخ جهان تقریباً هیچ عصر و دوره ای وجود ندارد که افرادی یا گروهی از افراد علیه هم و یا علیه گروهی خشونت اعمال نکرده باشند. در واقع شرایط و زمینه هایی وجود دارند که چنین خشونتها را باعث می شوند. می خواهم مثالی بیاورم.

فرض کنید با یک خشکسالی مواجه شده ایم. در این صورت درختها خشک می شوند در این صورت افروختن یک کبریت کوچک هم می تواند باعث به وجود آمدن یک آتش سوزی گسترده و خسارات فراوان شود. در واقع آنچه باعث آتش سوزی می شود یک دلیل کوچک و ساده است و آن یک کبریت است. ولی اگر باران می بارید دیگر این کبریت نمی توانست باعث آتش سوزی شود و خسارات زیادی به بار آورد. به لحاظ جهانی ما در یک خشکسالی اخلاقی و دینی به سر می بریم. اگر جهان در شرایطی قرار داشت که در آن احساس وفاداری به عدالت نسبت به افراد، ملتها و نسلها زیاد بود در این صورت اگر حادثه 11 سپتامبر رخ می داد باید تعجب می کردیم و جهانیان اذعان می کردند پدیده ای عجیب را دیده اند. در این صورت جهانیان گرد هم می آمدند و برای بازسازی شرایطی که باعث وقوع چنین حوادثی شده با یکدیگر بحث و گفتگو می کردند.

که چنین احساسی وجود ندارد!

اما آشکار چنین احساس جهانی از برقراری عدالت وجود ندارد و حوادثی چون 11 سپتامبر در نتیجه سلسله علل و عواملی رخ می دهد که برخی از آنها ممکن است منجر به حوادثی شود که تاکنون نیز سابقه نداشته است.

ـ از زمان حادثه 11 سپتامبر 13 سال می گذرد. در طی این سالها بر اساس دکترین جورج بوش شاهد مبارزه با تروریسم به رهبری آمریکا بوده ایم. چرا جامعه جهانی و به ویژه این دکترین و اجرای آن نتوانسته است به از بین بردن آنچه عوامل ساختاری تروریسم نامیده می شود منجر شود؟

پرسش خوبی است. من شرایطی که منجر به تروریسم می شود و احتمال آنرا افزایش می دهد به طور خلاصه برشمردم. فقدان اجماع در خصوص عدم خشونت و کاهش نفرت در سطح جهان از جمله عواملی است که می توانیم آنها را دلایل ساختاری بنامیم.

تصور می کنم که ایالات تحده آمریکا باید آموزش و تعلیم و تربیت را مورد توجه قرار دهد. همچنین باید بهداشت و سلامت عمومی را در کشور خود ارتقا دهد و از خشونت در مناطق مختلف جهان که در آن حضور دارد بپرهیزد.

آمریکا نباید از حکومتهای فاسد حمایت کند. در حال حاضر اقداماتی که آمریکا در عراق و جاهای دیگر انجام می دهد مستعد به وجود آوردن گروههای افراطی می شود.

ـ چرا راه حلهای ارائه شده توسط آمریکا برای مبارزه با ترور تاکنون جواب نداده است؟

سیاستهای آمریکا برای حل مسائلی که در آنها درگیر است مبتنی بر سیاستهای نظامی است. در این سیاستها افراد غیر نظامی و شهروندان آن مناطق نیز کشته می شوند. در واقع راه حل نظامی برای مسائل و مشکلات جهانی چاره ساز نیست.

شاید آمریکا در جنگ علیه ترور دستاوردی هم داشته، ولی آنچه مسلم است این است که برای اطمینان حاصل کردن از برقراری عدالت در سطح جهان باید به جوامع سیاسی و راه حلهای سیاسی توجه داشت و نه نظامی.

ـ یکی از مسائلی که در بحث تروریسم و عمدتا در بحث خشونت مورد غفلت قرار می گیرد بحث دلایل و زمینه های "خشونت ساختاری" است. در واقع عمده راه حلها برای مبارزه با ترور و خشونت به زدودن دلایل خشونت ساختاری بی توجه هستند. شما تصور می کنید عمدتا چگونه می توان با خشونت ساختاری در سطح جهانی مبارزه کرد؟

تصور می کنم در بلندمدت آنچه می تواند نهایتا منجر به رفع خشونت ساختاری شود "آموزش" است.

این آموزش باید برای همه طیفهای مردم وجود داشته باشد. آموزش باید برای گروههای دینی، مذهبی و نژادی، اجتماعی و ... وجود داشته باشد تا از رهگذر این آموزشها بدانند هویتها می تواند متفاوت و گوناگون باشد و مدارا و بردباری نیز می تواند راهی جایگزین برای خشونت باشد. این موضوع می تواند به منجر به حرکتهایی دینی یا اخلاقی شود که از طریق آن افراد از منافع شخصی و فردی خود دست بکشند و یا حتی با حفظ منافع فردی، منافع گروهی و اجتماعی و جهانی برای آنها تعریف کرد. مردم عدمتا به خشونت و ترور زمانی روی می آورند که شرایط زندگی آنها به گونه ای نیست که کامیابی و آرامش برای آنها داشته باشد. بعضی هم در نتیجه تعالیم غلط و افراطی ممکن است کشتن انسانها را برای خود رسالت بدانند.

اما این تعالیم هنگامی که آموزش و تعلیم و تربیت درست وجود داشته باشد نمی تواند افراد را جذب خود کند.


گفتگو از جواد حیران نیا
/ مهر

منبع: آیندەنگر