فارسی

غرور انسان مدرن، گیجی انسان پست مدرن

 نمی‌خواهم بگویم منگی یک رمان پست‌مدرن است اما اندیشه نویسنده پست‌مدرن است. اندیشه وی این است که من از دنیا چیزی نمی‌دانم اما فکر می‌کنم دنیا باید معنایی داشته باشد. اما مدرنیست‌هایی مانند کافکا از لحاظ فکری آدم‌های مغرورتری بودند و فکر می‌کردند که معنای زندگی را می‌دانند.

ضعف دمکراسی

فرخ نعمت پور

خوانش مارکسی از دمکراسی همانند دیگر خوانشهایش دارای بعد تاریخی است، یعنی پدیدە را در زمان و مکان خاصی بررسی می کند. مقولەهائی مانند دمکراسی بورژوازی از جملە مفاهیمی هستند کە این درک تاریخی را می رسانند. پس باید بنوعی درک خود از دمکراسی را با تاریخ پیوند داد تا بتوان درک کرد کە چرا در بطن کاپیتالیستی دمکراسی می تواند بە صعود گرایشات فاشیستی هم منجر شود.

آفریننده عبارت‌های کوتاه در داستان‌های بلند

دویچەولە

در پاریس به سبک ویژه‌اش دست یافت: "گفته‌ها را باید در ناگفته‌ها گفت". او با عبارت‌ها و جمله‌های روشن و کوتاه و عاری از صفت که به گزین‌گویه‌ها می‌مانند در ظاهر خشک و بی‌احساس می‌نویسد اما خواننده را از حس همدلی یا بیزاری در رابطه با شخصیت‌هایش پر می‌کند.

ماجراهای بابا (٣)

فرخ نعمت پور

و موقعیکە بابا می میرد همە در ولایت از شاعربودنش متعجب می شوند. یک تعجب مثبت. کسی می گوید از همان ابتدا معلوم بود، مگر می شود بابا بود و این همە کار بزرگ را انجام داد و شاعر نبود! یکی دیگر می گوید از همان گریەهایش باید حدس می زدیم. سومی می گوید تفسیرهایش بخوبی گویابودند،... وای بر دل غافل ما! و چهارمی تنها خاک و گل بر سر می کند.

ماجراهای بابا (٢)

فرخ نعمت پور

 و معتقد است این تنها خصلت برگزیدگان است و بس. و ادامە می دهد کە سفر دیگر منحصر بە طیرا ابابیل است. پرندگان کوچکی کە با سنگهای کوچک اما چند تنی بستە بە پاهایشان بە مصاف سپاە ابرهە رفتند کە قصد جنگ با خدا داشتند. و پرندگان کوچک در یک امر الهی، دشمن را تارومار کردند. و من بە این می اندیشم پس خدا همیشە در آسمانها نیست، و گاهی وقتها بە روی زمین می آید. اما فکر کودن بودنم مرددم می کند.

پیش‌آهنگ داستان‌سرایی در اروپا

دویچەولە

اما جووانی چنان شیفته ادبیات بود که همه وقتش را صرف مطالعه و آموزش علوم انسانی می‌کرد و در کنار آن به داستان‌سرایی می‌پرداخت و در این کار چنان پیش می‌رفت که از زندگی خود نیز داستان می‌ساخت.

ماجراهای بابا (١)

فرخ نعمت پور

بابا می گوید امروز نتوانستە نفت بفروشد. او معتقد است ملت گرسنە است، اما گرسنگی بهتر از ذلت است. من با چشمان پر از نگرانی از بابا می پرسم ذلت کیست، ذلت چیست؟ و او چنان فریاد می زند کە یکی از گوشهایم کر می شود. بابا می گوید چە بهتر، دیگر سربازی نمی روی! و من از ترس اینکە نکنە گوش دیگرم هم کر شود نمی پرسم سربازی کیست و سربازی چیست.

محمود دولت آبادی و تحریم

منبع: دویچەولە

او در ادامه نوشته است: «اما حالا که اداره سانسور کمی فشار را کم کرده مشکلات دیگری خود را نمایان کرده‌اند؛ تورم، سقوط پول ملی و گرانی شدید، بخصوص گرانی کاغذ. اگر وضع به همین منوال پیش رود دیگر کسی قادر به خرید کتاب نیست و این اقتصاد است که این بار نقش اداره سانسور را بازی می‌کند.»

آرمانگرائی و غیرآرمانگرائی

فرخ نعمت پور

پس نسل کنونی نسل آرزوهای کوچک است با اعمال کوچک، هر چند نمی توان از لحاظ ارزش گذاری گفت کە آرزوهای بزرگ و اعمال بزرگ از جایگاە والاتری نسبت بە آرزوهای کوچک و اعمال کوچک برخوردارند. تنها می توان گفت کە پارادایمها بویژە از لحاظ روانشناسی تغییر کردەاند.