فارسی

بعد از جنگ جهانی

رسول سفریانی

زیر فشارهای خارجی و تحریمها چنان شکنندە و ضعیف شدەاند کە هر گونە فشار داخلی را چنان قوی و تحمل ناپذیر احساس می کنند کە اعتراض و بە خیابان آمدن مردم عادی با دستهای خالی را همسان با لشکر کشی دشمنان فرض می کنند .آنها گمان می کنند هر نوع اعتراض و نارضایتی، بە حق یا ناحق نوعی جنگ علیە خود می پندارند

 

بعد از جنگ جهانی

با وجود اینکە جنگهای فراوانی همیشە بر روی کرە خاکی ما بودە و هست، ولی مفهوم جنگ جهانی تا بە امروز فقط دو بار بە مجموعە جنگهای گستردە درگرفتە در کرە زمین اطلاق شدە است: جنگ اول جهانی و جنگ دوم جهانی. در هر دو مورد این جنگها اغلب کشورهای جهان درگیر جنگ با یکدیگر بودەاند. بە همین دلیل تنها زمانی مفهوم جنگ جهانی بە کار بردە می شود کە گستردگی جنگ بیشتر نقاط جغرافیایی و سیاسی جهان را در برگرفتەباشد و کشورهای زیادی با هم درگیر باشند و این کشورها با سلاحهای سبک و سنگین از راه هوا و زمین و دریا بە همدیگر حملە می کنند و از راە  مرزها قصد تصرف خاک طرف مقابل را دارند.

این مختصر تعریف معقول و پسندیدەای است کە از نظر هر انسان سالم و آگاهی قابل قبول است. اما آنچە در آبان امسال (١٣٩٨) از زبان رهبر جمهوری اسلامی شنیدە شد تعریفی نو و یا غیرموجهی از جنگ جهانی بود. آقای خامنەای در خلال اعتراضات آبان ماە تا زمان سرکوب آن، یعنی تنها در خلال قریب بە دو هفتە سە بار در تلویزیونهای ایران ظاهر شد کە در آخرین مرحلە آن با چهرە ژنراڵی ظاهر شد کە انگار از جنگی سنگین و عظیم برگشتە  کە در آن  دشمنانی  کە سرتا پا مسلح بە انواع سلاحهای مدرن، از تمامی مرزها بە ایران حملە کردەاند و ایشان، این فرماندە با تجربە و حاذق، توانستە همە آنهارا شکست دادە و از مرزها دور کند. او سرکوب معترضین بی سلاح را کە تنها سلاحشان شعار و کلمە بود را جنگ جهانی نامید .

اینکە رهبر کشوری سرکوب و درگیری با معترضین داخل کشور خود را جنگ جهانی بنامد، می تواند ناشی از چندین عامل و فاکتور باشد کە در این نوشتار بە مهمترین آنها اشارە خواهیم کرد:

١ـ  فاکتور اول روانی و از دیدگاه روانشناسی است. در عامل روانی شخص مربوطە بە خاطر هراس و وحشتی کە عوامل بیرونی در او ایجاد می کند،  دچار روانپریشی و توهم زدگی یا همان ‌Hallucination می شود. در این حالت مریض دچار توهم می شود ولی این توهم چنان در او پدیدار می شود کە مریض توان تشخیص آن را از واقعیت ندارد و او چنان می پندارد کە این یک واقعیت است. در این مورد شخص خامنەای  بە دلیل ترس و هراس از سقوط و از دست دادن قدرت بە وسیلە نیروهای مخالف، یا همان مردم ایران، چنان دچار توهم و هالوسیناشن شدە کە مردم خود را نیروهای دشمن می بیند. او فکر می کند کە این مردم هر کدام نیروی یکی از کشورهای جهان هستند کە همگی متحد شدە اند، و قصد نابودی و شکست جمهوری اسلامی و دستگیری رهبر و سران این نظام را دارند. بە همین دلیل ایشان در کمال ناباوری و بسان یک مریض روانی بدون هیچ تامل چنان از این جنگ بە قول ایشان جهانی حرف می زد کە انگار از یک واقعیت سخن می گوید. این جنگ چنان بزرگ و جهانی در ظرف یک هفتە با شکست دشمنان بە پایان می رسد،

٢ـ یکی دیگر از دلایل بە کار بردن اصطلاح "جنگ جهانی" برای عملیات سرکوب و کشتار مردم معترض  این است کە رهبری و سران نظام زیر فشارهای خارجی و تحریمها چنان شکنندە و ظعیف شدەاند کە هر گونە فشار داخلی را چنان قوی و تحمل ناپذیر احساس می کنند کە اعتراض و بە خیابان آمدن مردم عادی با دستهای خالی را همسان با لشکر کشی دشمنان فرض می کنند .آنها گمان می کنند هر نوع اعتراض و نارضایتی، بە حق یا ناحق نوعی جنگ علیە خود می پندارند،

٣ـ عامل سوم خوگرفتن خامنەای بە تک صدایی است. این رژیم با الهام گرفتن از قوانین دینی اسلام بر این پندار است کە برحقترین تفکر و ایدولژی روی زمین و فرستادە خدا و نمایندە او در زمین هستند. بنابر این حفظ نظام در اولویت قراردارد و برای حفظ نظام الهی هر وسیلەای، حتی قتل عام و کشتن مردم ، قابل توجیە است. این متد و روش اصلی جمهوری اسلامی از بدو تولد بودە و هست. بر اساس این تفکر کشتەها یا بی گناە هستند یا گناهکار. بی گناهان بە بهشت می روند و شهید محسوب می شوند و گناهکاران بە سزای اعمالشان رسیدەاند و بە جهنم خواهند رفت. سیاست بر اساس این ایدولوژی هیچ حقی برای مردم تحت سلطە قایل نیست و از نظر این سیاستمداران حقوق بشر کاملا بی معنی است. آنها تنها خود را کە فرستادە خدا می پندارند برحق و دانا بە همە امور می دانند و مردم همە عوام و نیازمند کفیل و سرپرست هستند و خود حاکمان همان دانایان و سرپرستان هستند. با این استدلال همە دیدگاهای مخالف بە نوعی دشمن محسوب می شوند و بە همین دلیل خامنەای بلند شدن صدای معترضین را با هجوم دشمنان یکسان فرض کردە و آنرا جنگ جهانی پنداشتە است.از نظر خامنەای و دست اندرکاران نظام همە مردم ایران بە عنوان امت اسلامی پیرو این نظام اسلامی هستند. مخالفان و جدا فکران همە منافق و کافرند و خون آنها برای ریختن حلال است.

اینکە خامنەای و مسئولین نظام با کدامیک از استدلالهای بالا جنگیدن با مردم کشور خود را جنگ جهانی می نامند، فرقی در نتیجە ندارد. نتیجە این تفکر سرکوب و ایجاد خفقان از راە خشونت است. جمهوری اسلامی در طول چهل سال از این روش بهرە بردە و تا بە حال توانستە صدای مخالفان را خفە کند. شگرد جمهوری اسلامی در سرکوب، بە کار بردن حداکثر خشونت است. بە نظر آنها حافظە مردم و جهان کوتاە است. برای همین آنها با بکار بردن خشونت حداکثری، هر بار حرکتهای اعترضی مردم را سرکوب کردە و ماندن خود را برای مدتی تمدید کردەاند. آنها معتقدند کە محکومیتها و اعترضات جهانی و انتقادات بعد از مدتی خاتمە می یابد و حاکمیت دوبارە روال روابط جهانی را از سر می گیرد.

جمهوری اسلامی با همین استدلال وارد سرکوبی حرکتهای مردمی سوریە شد و با دفاع از بشار اسد  در کشتار صدها هزار از مردم سوریە و ویرانی تمام کشور سهیم بود، کە با توجە بە تعریف خامنەای باید گفت در جنگ جهانی شرکت کردە و تا بە حال از پیروزهای جنگ محسوب می شود. شاید تجربە همین جنگ جهانی باعث شدە کە خامنەای کشتار مردم خود را نیز جنگ جهانی نامیدە.

آنجە سرکوبهای آبان ماە را از ساڵهای گذشتە جدا می کند زمان و شرایط جهانی است. امروز بە خاطر اینترنت و آسانی ارتباطات دیگر دیکتاتورها نمی توانند دور از چشم جهانیان و در خفا قتل و عامها را بە آسانی سابق انجام دهند، اینبار جمهوری اسلامی دیگر نتوانستە جسدها را مخفیانە و بدون اطلاع دادن بە خانوادەهای آنها در گورهای دستە جمعە ناپدید کند، بە هین دلیل دست بە دامان دریاچە ها و سدها شدە  است. خانوادە ها امروز سکوت زیر فشار را نمی پذیرند. امروز همە با معانی و مفهوم دمکراسی و حقوق بسر آشنا هستند و آنرا حق خود می دانند و می طلبند. بنابراین نە تنها دیگر همچون گذشتە آتش بە اختیار موثر نخواهد بود و بلکە حتا امکان کمانە گلولەها بە سوی تیرانداز هم وجود دارد.

Relatert bilde