ما 635 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

فرخ نعمت پور

 ظاهرا بدون این تئوری، توجیە و تفسیر خشونت داعشی تقریبا امکان ناپذیر می باشد. بە زبانی دیگر، آنچە در این مناطق ادامە دارد همانا همزیستی هر دو پندار بشری در مورد علل جنگها در کنار هم می باشد.

 

تصور جهانی بدون جنگ ظاهرا غیر ممکن است. رمان تاریخ جهان را کە ورق می زنیم، یکی از حوادثی کە پایە ثابت داستان روائی اش را تشکیل می دهد جنگ و کشتار آدمیان توسط همدیگر می باشد، و همین تاریخ قرن بیستم با دو جنگ جهانی اول و دوم کە در آن صد میلیون انسان قربانی شدند، بدترین فصل این رمان طولانی و قرن زندگانی بشر را تشکیل می دهد. اما با وجود شدت فاجعە، بشر هنوز بە اندازە کافی از جنگها نیاموختە است. دلیل اصلی هم همین ادامە جنگها و کشتار آدمیان توسط همدیگر در اقصی نقاط جهان می باشد.

در بیان اینکە چرا بشر هنوز نتوانستە بە جنگ با خودش پایان دهد، دو دلیل اصلی مطرح می شود: دلیل اول اینکە خشونت و مرگ در ذات بشر جای دارند و بنابراین بشر را از آن گریزی نیست، و دلیل دوم اینکە خشونت و جنگ علل اقتصادی ـ اجتماعی دارد کە در آن بعلت تناقض منافع بویژە منافع مادی، جنگها برپا می شوند و تا این تضاد منافع هم وجود دارد، جنگها بناچار ادامە خواهند داشت.

اگر دلیل اول را مبنا قرار بدهیم، ظاهرا جنگها هیچوقت از جامعە بشری رخت برنخواهند بست، همانگونە کە تاحالا هم رخت برنبستەاند. در این جا ما با یک دید ذات انگاریی کاملا منفی و تقدیر گرایانە در مورد سرنوشت نوع بشر روبرو هستیم. در نگاە دوم بر خلاف نگاە اول می شود در صورت رفع آن مناسبات اجتماعی ـ اقتصادی و منافع متضاد مادی کە لاجرم بە برافروختن جنگها منجر می شوند، بە این تصور برسیم کە روزی جنگ سرانجام از میان آدمیان رخت برخواهد بست، و انسان برای همیشە از ریختن خون همنوعان خود حال بە هر بهانەای دوری خواهد جست.

اگر بخواهیم مطالب مطرح شدە بالا را بە شرایط کنونی در خاورمیانە گرە بزنیم، بویژە بە آنچە کە در عراق و سوریە می گذرد، ظاهرا می توانیم جنگی را کە میان جناحهای مختلف در این کشورها وجود دارند را بە جنگ بە علت منافع گرە بزنیم، و خشونتی را کە گروە دولت اسلامی یا داعش و یا گاها بعضی از تیپ های منتسب بە نیروهای مختلف انجام می دهند بە تئوری دلیل اول کە خشونت را ذاتی بشر می پندارد. و ظاهرا بدون این تئوری، توجیە و تفسیر خشونت داعشی تقریبا امکان ناپذیر می باشد. بە زبانی دیگر، آنچە در این مناطق ادامە دارد همانا همزیستی هر دو پندار بشری در مورد علل جنگها در کنار هم می باشد.

علت خشونت افراطی را ظاهرا تنها نمی شود در علل بیرونی جست، زیرا اگر تنها این علل مطرح بودند، می بایستی همە آدمیان بە یک نوع بە خشونت افراطی می رسیدند، یا در همان فرم در همە آنان خود را نشان می داد، اما می بینیم کە تنها گروە یا آدمیان خاصی بە این برخورد می رسند، و این درست آن نکتەای است کە ما را متوجە این امر می کند کە باید بە روانشناسی انسانها هم توجە کرد، یعنی جائی کە منویات و حال بنوعی ذات تاثیرات مشخص خودش را دارد. اما همزمان شدت خشونت ما را متوجە علل دیگر هم می کند، پس خشونت افراطی ذاتی تنها نیست، لکە تابع خوانش ویژە شرایط از طرف نیروهای معینی می باشد. شونتی کە بستە بە شرایط (بویژە ایدئولوژی و نوع درک ما از پدەیدەها)، تغییر می کند، پس خشونت همزمان تا حد زیادی تابع شرایط خارجیست و این شرایط بشدت (اگر نە بر خالق آن الزاما)، اما بر آن تاثیرات معین و ویژە دارد.

یکی از دلایل استفادە بدون مرز از خشونت را باید در کارکرد آن از لحاظ عملی دید. خشونت شدید، از لحاظ روانی و روحیە بشدت روانشناسی طرف مقابل را تضعیف می کند، و از لحاظ تاثیراتش بر نیروهای خودی، انرژی خفتە موجود در آنان را در سطح بسیار بزرگ بیدار و آزاد می کند، و بدانها اعتماد بیشتری می بخشد. بدین ترتیب این خشونت باعث کندی تحرک فیزیکی و درونی طرف مقابل و باعث شدت همین تحرکها در نیروی خودی می شود، و این درست همان تئوری تاثیر ایدە بر عین اما در شکل افراط گرائی آن در بعد سیاسی می باشد.

خشونت افراط گرا همچنین در عمل میدانی خود این خشونت را تنها در فرم گروە و یا ارگان خود انجام نمی دهد، بلکە هر عضو گروە خودبخود از این اتوریتە و اجازە برخوردار است کە از آن استفادە کند و آن را بکار ببرد. یعنی خشونت گروهی بشدت در این حالت انفرادی و فردی شدە و بدین ترتیب یک فرد هم می تواند در لحظات متفاوت با عمل خود، معرف کامل گروە از لحاظ شدت تاثیرات عمل اجتماعی خود باشد. در خشونت افراط گرا بویژە در عصر مدرن و با استفادە از تکنولوژی کشتار مدرن، جایگاە فرد و جمع بە راحتی می تواند عوض شود، چنانکە یک نفر می تواند در ابعاد بسیار وحشتناکی و در زمان کوتاهی همان کار را انجام بدهد کە در دوران کلاسیک یک جمع از عهدە آن بر می آمدند. 

در این خشونت همان تصور ماکیاولیستی دوبارە زندە و بکار بردە می شود کە هدف وسیلە را توجیە می کند، و اینکە ماکیاولی تنها یک تئوری پرداز مدرن و سکولار بود بە هیچ وجە در روحیە مذهبیان افراطی کوچکترین خللی در اعتقادشان بدان وارد نمی کند. همە در جریان فتح شهر موصل (از طریق یوتوب)، توسط این گروە دیدیم کە چطور یک ماشین حامل افراد مسلح این گروە در خیابان بە مردم عادی اللە اکبر گویان بدون هیچ واهمە و ملاحظەای شلیک می کردند و آنان را بیرحمانە می کشتند. در این کشتار وحشیانە و بدون ملاحظە کە هدفش وحشت پراکنی بود، کلمە اللە اکبر بر زبان آوردە می شد زیرا کە قاتل در حین شلیک می دانست دارد بە مردم بی گناە شلیک می کند، اما با ندای این کلمە از خدای خود طلب آمرزش می کرد، طلب آمرزش بخاطر عملی کە بە ذن وی علیرغم جنایت اما پیروزی نگرش وی را بدنبال داشت. اگرچە می توان گفت کە در فرهنگ این گروهها هیچ آدم بیگناهی هم نمی تواند وجود داشتە باشد، زیرا کە همین بە ظاهر بی گناهان با سکوت خود حکم کافرانی را قبول کردەاند کە جهان را بە مسیر غیرخدائی کشانیدەاند، و این در واقع یعنی گناهی نابخشودنی.

ظاهرا تا امکان بهرەوری نیروها از وسائل و تکنولوژی پیشرفتە نظامی در جهان ما کمتر باشد، افراطی گری و خشونت نیز در مسیر معکوس آن بیشتر و بیشتر می شود. گوئی ابزاری درونی و روحی می خواهد جایگزین نیروئی مادی و بیرونی شود. اگر چکشی در دسترس نیست تا نیروی بازو را چندین دە برابر کند، اما چکشی درونی وجود دارد کە می تواند با همان نیروی بازو مردمان زیادی را از دم تیغ بگذراند. در این تجمع و تمرکز روحی و انرژی، داعش تجربە نوینی را بە نمایش می گذارد، تجربەای کە در آن مرزهای ملی موجود نفی می شوند تا بدین طریق از جغرافیای بیشتری برای بسیج عمومی و تاثیرات آن استفادە شود. حضور خود در مرزهای جغرافیائی محدود و مشخص می تواند تمرکز دشمنانشان را بهمراە داشتە باشد. بنابراین باید انتظار داشت کە این گروە هر دم مرزهای نوینی را بر روی خود بگشاید.

اما این فقط بعد درونی داعش را تشکیل می دهد. داعش یک نیروی تروریست فراملی است کە از پشتبانی کشورهای مختلف در سطح جهان و نیز منطقە برخوردار می باشد. این کمکهای علنی و مخفی برخاستە از تناقضات اساسی در منطقە دارای یک پیشینە رقابت یان نیروهای مختلف است. هیچ انگیزە درونی بدون یک بسیج عملی نیرو از لحاظ مادی و امکانات پشت جبهە هیچ وقت نمی تواند در سطح مطلوب  و جدی بە نتیجە برسد. بنابراین هرچند هم بە ذاتی بودن امر پدیدە خشونت و جنگ در بشر باور داشتە باشیم، باز بدون عوامل مادی آن، این خشونت ذاتی بر فرض وجود آن، تنها یک نیروی خفتە  و بدون عمل خواهد بود.

و نیز از یاد نبریم کە خشونت داعشی همانند کمکهای مادی کشورهای پشتیبان آن، دارای یک بنیان نظری وارداتی هم هست. این خشونت، بعنوان یک ابزار تاثیر، در اتاق های فکر تجویز شدە است.