فارسی

روشنفکر ایرانی کجا ایستاده است؟

مهرداد لقمانی

آنچه روشنفکری می‌طلبد، نخست فهم پیچیدگی‌های زمان و مکان است. به کلام دگر درک درست از ساختارها، معانی و مفاهیم زیر بنایی است. شناخت وضعیت جامعه و تاریخ از نخستین گام‌ها در ترسیم تصویر درست از امکانات، کمبودها و فرصت‌های جامعه به دست می‌دهد. بدون اعتراف به نقصان نمی‌توان به پیشرفت امید داشت. البته میان واقع‌بینی و احساس حقارت تفاوت بسیار وجود دارد. 

روشنفکر کیست؟

 

مترجم: مریم قاضی 

 این سوالیست کە هرگز نمی توان پاسخ کاملی برای آن پیدا کرد مانند بسیاری سوالات دیگر از قبیل اینکە عاشق کیست، ایماندار چە کسیست، راستگو چگونە انسانیست کە هرگز نمی توان بە پاسخ کاملی در مورد آنها دست یافت. روشنفکر بە شیوەایی مستمر باید از زاوایای مختلف دوبارە تعریف شود و یک تعریف خاص در دورەایی خاص برای این پدیدە نمی تواند تعریفی ابدی باشد.

رویای شاهزادە

فرخ نعمت پور

و مادر تنها خدمتکار خانە را صدا کرد. دستور داد از کشو پائین اتاق خوابش، کشو کمد قهوەای رنگ قدیمی، پستانکی وجود دارد کە هرچە سریعتر با خودش برداشتە و بیاورد. خدمتکار بە سرعت برق و باد دور شد. چند دقیقە بعد شاهزادە دوبارە بە خواب عمیقی فرورفت، با پستانکی از عکس پدر بزرگ و پدر بر سر آن.

سالهای جنگ (١)

فرخ نعمت پور

اضطراب درست آنجا شروع شد کە لااقل در میان آن چند تائی کە من می شناسمشان، دو نفرشان دست بە انتخاب زدند. از همان روز برادرم تصمیم گرفت بە سربازی برود، و من هم تصمیم گرفتم بە سازمان زیرزمینی یک جریان سیاسی بپیوندم. و از طرفی دیگر زن همسایە ما زخمی شد و پسر من هم سالهای سال بعد در خارج از کشور متولد شد. پنجاە بە پنجاە!

سالهای جنگ (٢)

فرخ نعمت پور

و شب کە می شود همە دور سفرە جمع می شوند. نان خشک تریت شدە در دوغ همراە با سبزە چە طعمی دارد. و بچەها چە زود خوابشان می گیرد. و شب چە زود اینجا شب می شود. و تنها کسی کە اینجا دور سفرە و هنگام شب بشدت غائب است سارتر خودمان است. او آنجا نیست، اگرچە بشدت معتقد است کە روزی آنجا حضور پیداخواهدکرد. و درون این خانە اساسا انتخابی وجود ندارد و آنچە هست ذات است.

سالهای جنگ (٣)

فرخ نعمت پور

و من در درون انقلابی خجل، چقدر آن سالها دوست داشتم بروم و در تظاهراتها شرکت کنم. البتە می رفتم، اما همیشە تە صف بودم و خجالت می کشیدم صدایم را بلندکنم. و پیش خودم آرام شعار می دادم. تە صف را کسی متوجە نبود. بچەها همە آنجا بودند. بچەهای تقلید و تکرار. و من با دیدن پدربزرگ کە همیشە روی آن سکوی لعنتی می نشست، چقدر بیشتر خجالت می کشیدم.

سالهای جنگ (٤)

فرخ نعمت پور

اما کە نمی شود همە راە زندگی را فکرکرد. هیچ انتخابی را نمی توان صد در صد از لحاظ همە جوانبش ارزیابی کرد. و اینچنین نیروئی در درون بە تو می گوید دیگر راە بیفت، معطل نکن! و تو معطل نمی کنی. و راە کە می افتی شوری دیگر دارد. راهی کە هم انرژی می گیرد و هم انرژی می دهد. و تو در لحظەها گم می شوی.

سالهای جنگ (قسمت پایانی)

فرخ نعمت پور

 شاید علت سیگاری نشدن من دودی بود کە از همان اوائل بچگی روزی در کوچە در آن سوی مرز مشاهدەکردم. دود بە اندازە کافی بود. و یادم هست آن غروب مادر با چە عصبیتی ما را بە داخل خانە فراخواند. و مناطق ما جنگلی و کوهستانیست و شعلەهای آتش می توانند خیلی سریع سرایت کند. آتش مرز نمی شناسد و برای همین زیاد وسوسە می شود.

سایە روشن ها

شهرام وحدانی 

قدرت گرفتن و حاکمیت جناح دینی و اسلامی به رهبری خمینی در پی قیام ٥٧ بر بستری بود که سلطنت شاه دین مدار و اسلام پناه فراهم آورده بود. در حالی که راه بر هرگونه فعالیت سیاسی بر جریانات ملی، سکولار و چپ بسته بود، روحانیون شیعه با حمایت آشکار و نهان شاه و ساواک در حال سازماندهی و تشکل بودند. حوزه های علمیه قم و مشهد ارکان نفوذ و رشد تشیع در ایران، در زمان پهلوی ها پای گرفت.