فارسی

پول، متضمن ادامە قدرت سیاسی و پشتیبانی تودەای

فرخ نعمت پور

در دنیای کنونی، پول عامل اصلی سمت و سو دهندەاست. هم در اقتصاد و هم در فلسفە قدرت سیاسی. از اسلامی گرفتە تا ناسیونالیست، و تا کمونیستهای چینی. لیبرالها دیگر بەجای خود. روحی کە بر فراز جهان در گشت و گذار است و ظاهرا گریز از آن امکان پذیر نیست روح پول است. یک واقعیت بشدت عینی کە ذهن در مقابل آن خلع سلاح شدەاست.

 

پول، متضمن ادامە قدرت سیاسی و پشتیبانی تودەای

فرخ نعمت پور

با سقوط شوروی و بلوک شرق، یک واقعیت بخوبی خود را نشان داد، اینکە بدون پول نمی توان وارد یک رقابت جدی شد، آن را بە پیش برد و مهمتر از همە پیروز هم شد. شوروی و بلوک شرق شکست خوردند چونکە در مقایسە با رقیب پول نداشتند. این سیستم چونکە حتی بر اساس نگرش سوسیالیستی خود تمایل بە حذف پول از اقتصاد خود هم داشت، عرصە را در نهایت بە رقیب تسلیم کرد.

با سقوط بلوک شرق، اکثریت قریب بە اتفاق بشدت بە پول متمایل شدند، از جملە چین، ویتنام و غیرە (حال بجز کوبا کە موردی استثنائی است، البتە با تاکید بر رفرمهائی چند کە در خود ایجاد کردەاست)، و نیز این پدیدە در بیشتر نیروهای سیاسی بیرون از قدرت سیاسی هم بشدت رشد پیداکرد.

چین شاید بهترین نمونە باشد. این کشور با حفظ قدرت بلامنازع حزب کمونیست، اما در اقتصاد بە گسترش نقش پول دست زد و بە دومین اقتصاد مهم دنیا تبدیل شد. در واقع چین با تکیە بر اقتصاد پولی، امر ادامە رقابت با آمریکا و یا سیستمهای رقیب خود را تضمین کرد و حتی حال از پیروزی قطعی آن سخن هم گفتە می شود. روسیە هم بعد از سقوط شوروی بە همین منطق پیوست. روسیە با گرویدن بە اقتصاد پولی، بە ادامە رقابت با غرب و بخصوص آمریکا ادامە داد.

گسترش منطق پول کە عموما خود را در مفهوم نئولیبرالیزم باز می یابد، بە معنای گسترش منطق بازار و تسلط آن بر مکانیزمهای اقتصاد هم هست. در دنیای نئولیبرالیزم همە متوجە شدند کە برای پیشبرد سیاست باید پول داشت. پول در واقع بە شاخص نفوذ تودەای و حفظ قدرت سیاسی هم تبدیل شد.

در همە آن کشورهائی کە جنبش های مردمی پیروز شدند، و یا قدرتهای سیاسی موجود سرنگون شدند، حاکمان جدید، حال از هر طیف آن بە پول گرویدند. حاکمان با قرق کردن منابع اصلی کشور، با ثروت اندوزی و انتقال آن بە کشورهای غرب و بانکهای معتبر جهانی، هم در فکر تامین امنیت و ادامە قدرت سیاسی خود شدند و هم از طریق توزیع پول میان مردم و هواداران خود و جذب و خرید آنها، از این طریق بە ایجاد و تعمیق آن پایە مردمی دست یازیدند کە نە عقاید، بلکە پول در آن نقش اساسی داشت.

بە این ترتیب پول، هم رابطە با قدرتهای اصلی جهانی و بقای دولتها و نیروها را تضمین کرد و هم در عرصە داخلی پشتیبانی تودەای را بە طریقی دیگر قوام بخشید. البتە هنگامی کە از پشتیبانی تودەای می گوئیم منظور این نیست کە قدرت سیاسی از توان خرید همە مردم بهرەمند است، نە، بلکە بحث بر سر امکان قدرت مانور بیشتر در این زمینە است. از طرف دیگر آن بخش دیگر مردم کە شامل این بحث نمی شوند، چنان در پیچ و خمهای اقتصاد پولی گم می شوند کە اساسا امکان کنش سیاسی از آنان گرفتە می شود و در واقع در نهایت خطر آنچنان جدی برای قدرت سیاسی قلمداد نمی شوند.

در دنیای کنونی، پول عامل اصلی سمت و سو دهندەاست. هم در اقتصاد و هم در فلسفە قدرت سیاسی. از اسلامی گرفتە تا ناسیونالیست، و تا کمونیستهای چینی. لیبرالها دیگر بەجای خود. روحی کە بر فراز جهان در گشت و گذار است و ظاهرا گریز از آن امکان پذیر نیست روح پول است. یک واقعیت بشدت عینی کە ذهن در مقابل آن خلع سلاح شدەاست.

مارکس زمانی کار مزدوری را، یعنی کار در ازاء پول و دستمزد را بستر ازخودبیگانگی می دانست. در دنیای کنونی این منطق از محیط کار فراتر رفتە و با تزریق پول بە دولتها و نیروهای ریز و درشت می توان همە را بسیار بیشتر از گذشتە مزدور و از خودبیگانە کرد. نیروهائی کە دیگر در محیط کار حضور ندارند و تولید نمی کنند، اما از همە بیشتر پول می گیرند. نیروهائی کە کارشان حفظ سیستم است، نیروهائی کە بخشی از نیروی امنیتی نیستند اما با تعلق پولی همان کارکرد را پیدا می کنند، نیروهائی کە بخشا از مردم اند و اما از طریق پول بە نامردم تبدیل می شوند. نیروهائی کە هم برای حفظ زندگی خود مزدور می شوند و هم برای حفظ وضعیت موجود. نیروئی کە آگاهانە وارد این روند می شود و نە تنها بر اساس یک نیاز صرفا مادی. نیروئی کە می داند پول یعنی قدرت در همە عرصەها و بنابراین نباید بە آن نە گفت.

بیهودە نیست کە جنبشهای تودەای تا این حد تضعیف شدەاند و بمانند سابق از توان عرضە اندام برخوردار نیستند.

پول راە می اندازد و پول متوقف می کند. پول از توان تولید اندیشە بهرەمند می شود و از توان تضعیف آن. ما در جهانی زندگی می کنیم کە هیچ وقت تا این حد یک وسیلە مادی، یا یک تصور از ابزاری بینابینی، اینقدر از توان ایدئولوژیک و سیاسی برخوردار نبودەاست.

Relatert bilde