فارسی

در باب فرهنگ رهبر ـ تودە

فرخ نعمت پور

اما آیا بجز فرهنگ رهبر ـ تودە مدل دیگری برای امر تدارک انقلاب در بطن چنین فرهنگی وجود دارد؟ شاید بتوان گفت کە در کشورهای در حال گذار از سنت بە مدرنیتە از وجود مدلهای همزمان گفت، اما این پلورالیسم است و نافی امر انقلاب کە در خود پدیدەای واحد و منسجم است

در باب فرهنگ رهبر ـ تودە

فرخ نعمت پور

انقلاب تاریخا در کشورهائی اتفاق افتادە کە مستعد فرهنگ 'رهبر ـ تودە'اند، و درست نظامهای دیکتاتوری نیز در جوامعی وجود دارند کە چنین فرهنگی بر آنان حاکم است. حاکمان دیکتاتور، علاوە بر استفادە از نیروی سرکوب و ابزار سخت افزاری برای حفظ قدرت، بشدت حافظ فرهنگ رهبر ـ تودە هم هستند، زیرا کە در عرصە روبنائی و نرم افزاری این عنصر یکی از ابزارهای حفظ قدرت هم است. و این در حالیست کە همین فرهنگ، پاشنە آشیل آنها نیز هست، زیرا قدرت آنها عمدتا از طرف نیروئی مورد تهدید قرار می گیرد کە از همین فرهنگ برای جذب و بسیج نیرو کمک می گیرد.

پس در جوامع دیکتاتوری دو نیروی رقیب اصلی، دو نیروئی هستند کە متمایلند از این فرهنگ استفادە کنند. بنابراین امر انقلاب و تجهیز نیرو برای آن بشدت می طلبد کە تودەهای وسیعی از مردم مطیع و گوش بفرمان رهبری باشند کە تحت هر شرایطی می تواند حق داشتە باشد و کلامش از نفوذ کافی برخوردار. رهبری کە کاریزما دارد.

در بیشتر جوامع دمکراتیک و مدرن علاوە بر وجود حکومت دمکراتیک، فقدان فرهنگی 'رهبر ـ تودە' مانع امر تدارک انقلاب شدە است و بیهودە نیست کە رفرمیسم خط مشترک و مسلط میان اغلب نیروهای سیاسی، از راست تا چپ، در این کشورهاست. رشد فردگرائی، وجود فرهنگ نقد و پرسش و سرانجام رشد اندیشە و آگاهی سیاسی فاکتورهائی هستند کە از بروز پدیدە رهبر ـ تودە جلوگیری می کنند و منش سیاسی بسوی میانەروی تمایل پیدا می کند. در این کشورها قطب بندی های افراطی وجود ندارند تا بە مهملی برای عمل تند سیاسی تبدیل شوند.

اما در کشورهای قرارگرفتە میان سنت و مدرنیتە، عناصری از فرهنگ مدرن، بویژە در میان طبقە متوسط، ریشە دوانیدە است کە با تمایل پیداکردن بە راندن پدیدە رهبر ـ تودە از صحنە، امر تدارک انقلاب در این کشورها را با مشکل مواجە کردەاست. طبقە متوسط بعنوان حامل فرهنگ مدرن، هم تهدیدی برای حاکمان دیکتاتور است و هم مانعی برای انقلابیون. طبقە متوسط در امر تحولات سیاسی عمدتا بە میانەروی و بنابراین بە رفرمیسم میل نشان می دهد و بدین ترتیب، بنوعی، هم مورد تنفر و غضب حاکمان است و هم انقلابیون. آنان طبقەای هستند کە از هر دو طرف سعی می شود بە آنان فشار آوردەشود تا بعنوان نیروی یدکی طبقات دیگر، وارد کارزارهای سیاسی شوند: یا بعنوان نیروی یدک طبقات و اقشار سنتی، و یا بعنوان نیروی یاور طبقە کارگر و زحمتکشان پیشرو.

اما آیا بجز فرهنگ رهبر ـ تودە مدل دیگری برای امر تدارک انقلاب در بطن چنین فرهنگی وجود دارد؟ شاید بتوان گفت کە در کشورهای در حال گذار از سنت بە مدرنیتە از وجود مدلهای همزمان گفت، اما این پلورالیسم است و نافی امر انقلاب کە در خود پدیدەای واحد و منسجم است. سئوال این است کە آیا می شود بدون فرهنگ 'رهبر ـ تودە' انقلاب کرد؟ آیا انقلاب، رابطە دیگری را می تواند در حوزە رهبری سیاسی و تودە مردم ارائە دهد تا بە این معضل در این گونە کشورها پایان دهد؟

دشواری امر تحول از طریق انقلاب در اینگونە کشورها، همین رسوخ فرهنگ ضد 'رهبر ـ تودە' در آنان بویژە در میان طبقە متوسط است کە همیشە در رهبری سیاسی جریانات مختلف نقش کلیدی داشتەاند. فرهنگ این طبقە باخود عناصری دیگری را وارد حوزە فرهنگ سیاسی کردەاست کە بسادگی نمی توان از آن چشم پوشی کرد.

دیگر نمی توان بشیوە سنتی بە امر انقلاب در چنین جوامعی اندیشید.

Bilderesultat for revolosjon kunst