مطالب فارسی

آیا مردم در برابر حاکمان استبداد مسئول و مقصرند، یا بیگناهند؟

 

قادر نیکپور

در توجە بە زندگی سیاسی یک جامعە نگاەها نخست متمرکز بر دولت و واکنش سیاستمداران یا رهبران سیاسی است. آنان بیشتر از هرکس و هر چیز بار مسئولیت ها را بر دوش دارند کە این مسئولیت ها کاملا اخلاقی می باشد. 

 

آیا مردم در برابر حاکمان استبداد مسئول و مقصرند، یا بیگناهند؟

قادر نیکپور

در این بحث بە نقد مختصری در مورد مردم و حکومت می پردازیم، و سئوال این است آیا مردمی کە در برابر حاکمان استبداد مقاومت نمی کنند، مقصرند یا بیگناهند؟ مردم و حکومت هر یک در برابر یگدیگر مسئولیتهایی دارند کە این مسئولیتها کاملا اخلاقی است. وظایف حکومت در قبال مردم کاملا یک وظیفە اخلاقی است، و مردمی کە در مقابل حاکمان استبدادگر کە مانع آزادی و دمکراسی آنها هستند سکوت می کنند، کاملا خطا کارند.

هر حکومتی در قبال مردم مسئول است، و مردم هم با رعایت کردن اخلاق شهروندی، وظایف جامعەشناسی خود مسئولند. با توجە بە نقد از حکومت و مردم، آیا می توان گفت کە کدام یک بیشتر مسئول است، یا اینکە می توان از اولویت مردم بر حکومت یا بر عکس سخن گفت؟

در مباحث نظری روانشناسی اجتماعی و فلسفە سیاسی این پرسش بە شکهای مختلف مطرح می شود. خشونت، نابراری، استبداد نادیدە گرفتن حقوق شهروندان، بی اعتنایی بە قوانین اساسی یک حکومت ویژگیهای بارز یک حکومت اقتدارگر و توتالیتر می باشد کە در زندگی روزمرە مردم هرج و مرج و خشونت بە بار می آورد. رفتار استبدادی و پدر سالارانە در خانوادە و رفتار خود خواهانە در جامعە باهم هماهنگ خواهند شد و مردم در برابر هر نحوە نابراری سکوت می کنند. و مردمی کە در برابر رفتارهای خود خواهانە حاکمان استبداد مقاومت نمی کنند، مسئول و مقصرند.

با بیانی سادەتر، مردمی کە در برابر پایمال شدن حقوق خود و دیگران اعتراض نکنند، و نسبت بە اعمال خشونت آمیز حاکمان بی تفاوت باشند، بیگمان راە را برای خشونت بازتر می کنند و بە نحوی آنها را تشویق می کنند. انسان یک موجود اجتماعی است و تاریخ را می سازد. انسان تا زمانیکە در برابر حقوق خود و دیگران مقاومت می کند موجودی بارز است، غیر از این موجودی نفهم و بیشعور بە حساب می آید. انسانها همیشە خواهان آزادی و چیزهای تازەاند کە تحقق آن تازگیها نیازمند شرایط بهتر و فراتر از خواست و ارادە آنهاست.

برای دسترسی بە خواستهای بهتر یک جامعە، باید راههای بهتری را برای رفع نیازمندیهای جامعە در نظر گرفت، و آن راهها خود نیازمند اسقرار نهادهای مستقل یک جامعە مدنی است. یک حکومت دمکراتیک و درک اندیش حاکمیت قانون را بە درستی بە عهدە دارد، در غیر این صورت یک حکومت اقتدارگرا و توتالیتر بە شمار می رود. نکتە مهم این است، وقتی مردم خود خواهان هر گونە تحولات اجتماعی هستند، باید حاکمان خواستەها و نیازهای آنهارا ندیدە نگیرند. زمانی کە مردم تن بە یک حکومت اقتدارگر و سلطەجو می دهند، آن دستە از مردم محکومند و راە را برای اقتدارگران هموار می کنند.

در حکومتهای اقتدارگر همیشە اندوە کمی از مردم خواهان چنین حکومتی هستند و ارزشهای معنوی خود را فراموش می کنند و مثل کالا با ارزشهای مادی مبادلە می کنند. در هیچ جامعەای طبقە متفکر و اهل فرهنگ از یک حکومت استبدادگر پستیبانی نمی کنند بلکە خواستەهای خۆد را در قالب نوشتن، کارهای هنری یا فعالیتهای سیاسی بە نشانە نارضایتی ابراز میکنند. آنان در جنبەهای مختلف با نگاههای انتقادی بە دشواریهای زندگی روزمرە مردم می پردازند و گاە با لحنهای تند از شیوە و برخوردهای حکومتهای خودخواە انتقاد می گیرند.

ما همیشە شر و شورها را بە پای حکومت می اندازیم. انتقادها نباید همیشە از جنبە منفی بررسی شود، یک جنبە مثبت انتقادی کاملا بە اصول اخلاق اجتماعی ربط دارد. در نتیجە نباید همە شرها را بە پای حکومت بە حساب آورد. این مردمند کە نباید زمینە را برای استبداد و قدرتگرایی فراهم کنند. هگل ضرورت وجودی و کارکردی دولت را ناشی از زندگی در جامعە مدنی میداند. اساس جامعە مدنی خود شخص یا فرد است کە هر یک بە نوبە خود در مقابل اعمال و رفتار حکومت مسئولند، بە طوری کە شخص یا فرد نباید بە خاطر منافع خود از نحوە و سیستم حکومتی چشم پوشی کند. وقتی چنین منفعتی در نظر گرفتە می شود، حقوق شهروندی دیگران ضایع می شود.

وقتی شکل گیری جامعە پس از شکل گیری دولت اتفاق می افتد، جامعە در حال دگرگونی مستلزم است. ولی جامعە مدنی دولت را در وجود خود نگە میدارد و این دولت است کە مستلزم دگرگونی جامعە مدنی می باشد. اگر شری هست باید بە پای مردم و دولت بە حساب آید، و اگر فضیلت است ناشی از موقعیت ها و کارکردهای درست مردم و دولت است. در این میانە، با توجە بە آگاهی جامعە مدنی، دولت نمی تواند کسی را محکوم کند چرا کە حکومت از آن مردم است. مردم میتوانند در مقابل حکومت اعتراض کنند و بگویند: "تو نمیتوانی مرا محکوم کنی، چرا کە تو ساختە و پرداختە منی". این منم کە ترا ساختەام.

در جامعە مدنی همیشە کسانی پیدا می شوند کە از حکومت انتقاد کنند، هشدار دهند، در پی اصول و تغیرات هستند، و همیشە هدفی تازە برای نحوە حکومتی درست و عادلانە در سر دارند. در جامعە مدنی هم صدایی ها بهتر شنیدە و بە گوش می رسد، کە این خود یک نحوە انتقاد و مقاومت در برابر حکومت می باشد. هیچ نظام سیاسی یا اقتدارگرا نمی تواند بدون حمایت و رضایت مردم مسقتر شود، و چنین نظامی کاملا از حمایت دستەای قابل توجە از مردم برخوردار است. این دستە از مردم بردگان حاکمان خود هستند، و حاکمان با تبلیغها و بیانات خود آن دستە از مردم را پشتیبان خود میکنند. آن دستە از مردم برای ماندگار ماندن آن حکومت بە هر کار ناروا و ناشایستی دست می زنند، چرا کە نفع خود را در نظر دارند، البتە نفع مادی.

در جامعە مدرن افراد مسئول خطاهای دولت هستند و دشواری ها را سر راە مردم برمی دارند، و این کار باعث دگرگونی یا سرانجام نابودی حکومت استبدادی می شود. در حقیقت حکومت هات استبدای بی پشت و پناهند، چرا کە با زور و خشونت متوسلند، و آن دستە از مردم کە پشتیبان حکومتهای استبدادی هستند در اصل از طرف اکثریت مردم بی پشت و پناهند چرا کە در چنگال و اصارت استبداد گران افتادەاند.

بنابراین ناهنجاریهای جامعە، فقر و بدبختی و زندگی غیر اخلاقی اجتماعی بە ضرورت حکومت استبدادی منجر می شود، و واکنشهای غیر اخلاقی حکومت استبدادی زندگی اخلاقی جامعە را فنا می کند یا اینکە جامعە را بە پستی و خواری می کشاند.

بە هر حال یک حکومت مدرن از نظر تاریخی و سیاسی برگزیدە مردم است و قانون در برار خواستەهای مردم مسئول می باشد. در توجە بە زندگی سیاسی یک جامعە نگاەها نخست متمرکز بر دولت و واکنش سیاستمداران یا رهبران سیاسی است. آنان بیشتر از هرکس و هر چیز بار مسئولیت ها را بر دوش دارند کە این مسئولیت ها کاملا اخلاقی می باشد. سامانە یک جامعە مدرن و آزادیخواە صلح و آشتی می باشد کە بدور است از انتقام جایی و خشونت و نگاە امیدوار کنندە بە آیندە و راه گشایی زندگی آزادانە از نظر اخلاقی.

 Bilderesultat for ansvar